شادی چیز عجیبی ست
حکم مهمان را دارد
با بعضی ها آنقدر ندار است
که سرزده و در نزده
وسط حال نشسته است به شلوغ بازی
با بعضی اما
آنقدر رودربایستی دارد
که با تعارف هم به سختی می آید
یک گوشه می نشیند دست به سینه
و زیرزیرکی نگاه می کند
غم اما
غم اما همدم است
از همان ها که چای دم می کند
دلت که بگیرد، برایت نقاب می زند
بازی می کند
از همان ها که کنارش
همیشه جایت هست...

نوشته شده در چهارشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۵ساعت 8:31 AM توسط ننوشك (دخترک برفی)| |
برچسب: شادی,
نویسنده: شیدا محمدپور