تمام این یک سال
فقط 40 روز غم رفتنت دلم را سوزاند
نه مثل بابا
تمام رفتن هایم به خانه ات نمناک بود
نه آه می کشیدم از نبودنت
تمام این یک سال
حضورت برایم
به پررنگی همیشه بود
چشم هایت را
لبخندت را
تمام وجودت را
جا گذاشته بودی گوشه عکست
روی پیشخوان
حتی
صدایت را هم
میان نامه هایی که برایم نوشته بودی ...
تمام این یک سال
هر روز صبح
هر روز عصر
نه به یاد تمام نمازهای شبی که برایم خواندی،
که به یاد مهربانیت
برایت فاتحه خواندم
اما
سالت اما
حاجی جان سالت اما سخت بود
نوشتن های بابا از دلتنگیش
انگار کوه شد
درست نشست روی سینه ام
حاجی جان
تو خودت می دانی
برای بابا
جای خالی ات چقدر درد دارد ....

نوشته شده در دوشنبه یکم آبان ۱۳۹۶ساعت 1:26 PM توسط ننوشك (دخترک برفی)| |
برچسب:
نویسنده: شیدا محمدپور